![]() |
![]() |
|
|
تصویر ها در آینه ها نعره می کشند:
ما را ز چارچوب طلایی رها کنید ما در جهان خویشتن آزاد بوده ایم دیوار های گور ناله می کنند: ما را چرا به خاک اسارت نشانده اید؟ ما خشت ها به خامی خود شاد بوده ایم تک تک ستارگان همه با چشم های تر دامان باد را به تضرع گرفته اند کای باد ما ز روز ازل این نبوده ایم ما اشک هایی از پی فریاد بوده ایم غافل که باد نیز عنان شکیب خویش دیریست کز نهیب غم از دست داده است گوید که ما به گوش جهان٬ باد بوده ایم من باد نیستم اما همیشه تشنه ی فریاد بوده ام دیوار نیستم اما اسیر پنجه ی بیداد بوده ام نقشی درون آینه ی سرد نیستم زیرا هر آن چه هستم٬ بی درد نیستم اینان به ناله آتش درد نهفته را خاموش می کنند و فراموش می کنند اما من آن ستاره ی دورم که آب ها خونابه های چشم مرا نوش می کنند |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 10:0 توسط قلم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من... |
|
اسم: میم
اسم فامیل: میم متولد: مشهد تولد: یکی از واپسین روزهای ماه قبل از تجدید، در سنه ی یک هزار و سیصد و اندی... رشته ی تحصیلی: آزمایشگاه... |
| در تونل زمان |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
قلم نایب قلم |
| ساير امكانات |
|
|