![]() |
![]() |
|
|
زمانی در آسمان ها بودم... خدایم را جستجو کردم... در پی یافتنش به زمین آمدم... آنگاه که گرمای خورشید اذیتم کرد٬ نگران و ناراحت نگاهی به بالا بردم... ناگاه او را دیدم که لبخند می زند... وای خدای من!... من چقدر کور بودم که تو را در کنار خود نمی دیدم: یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم...
دو باره تلاش کردم... تلاشی تا به او... تا به بلندای همان آدمیتی که برای به اوج رسیدن از آن سقوط کرده بودم... خواستم که پله ی اول را بالا روم... دستش را به سویم دراز کرد که: نحن اقرب الیه من حبل الورید... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:5 توسط قلم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من... |
|
اسم: میم
اسم فامیل: میم متولد: مشهد تولد: یکی از واپسین روزهای ماه قبل از تجدید، در سنه ی یک هزار و سیصد و اندی... رشته ی تحصیلی: آزمایشگاه... |
| در تونل زمان |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
قلم نایب قلم |
| ساير امكانات |
|
|